شيخ ذبيح الله محلاتى
246
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
زلال سلسبيل و نهر و تسنيم * روان گرديده از جوى محمد گسسته بتپرستان تار زنار * چه بشنيدند ياهوى محمد سر خود را بتان بر خاك سودند * ز سحر چشم جادوى محمد در اين وقت مردمان همىشنيدند كه از آسمان ندائي دررسيد كه ان اللّه تعالى زوج الطاهرة بالطاهر الصادق پس حجاب مرتفع گشت و حوريان بدست خويش طيب بر آن مجلس نثار كردند و همىگفتند هذا من طيب . محمد در اين وقت بنا بر قول جماعتى از مورخين بيست و هشت سال از سن خديجه گذشته بود كيف كان چون از كار خطبه بپرداختند مردمان هركس بسراى خويش شد و رسول خدا بخانهء ابو طالب آمد و زنان قريش و نسوان بنى عبد المطلب و بنى هاشم در خانهء خديجه انجمن شدند و شادىكنان همى دف كوفتند در اين هنگام خديجه چهارصد دينار از مهر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاد و خلعتى نيز از بهر ابو طالب و عباس انفاذ داشت و پيام داد كه اين زر كابين من است بسوى پدر من خويلد فرستيد پس ابو طالب و عباس آن خلعت در بر كردند و آن زر بنزد خويلد آوردند پس خويلد به خانه خديجه آمد و گفت اى فرزند چرا جهاز خويش نكنى اينك مهر تو است كه از بهر من آوردهاند . ابو جهل چون اين بشنيد در ميان مردم بپاى شد و گفت آگاه باشيد كه زر كابين خديجه خود بسوى محمد فرستاده اين خبر را بابو طالب بردند آن حضرت شمشير در ميان استوار كرد و با بطح آمد و فرمود اى مردم عرب شنيدهام جويندهاى عيب ما جست پس اگر زنان حق ما بر خويشتن نهند اين عيب نباشد بلكه تحف و هدايا سزاوار محمد است و از آن سوي خديجه شنيد كه بعضى از زنان عرب او را در تزويج با محمد شنعت كنند پس انجمنى كرد و ايشان را دعوت نمود و گفت اى زنان عرب شنيدهام شوهران شما مرا عيب كنند كه چرا سر بمحمد درآوردم اكنون از شما پرسش مىكنم كه اگر مانند محمد در جمال و كمال و نيكوئى اخلاق و پسنديدگى خصال و فضل و شرافت حسب و نسب پسنديدهتر از محمد در بطن مكه و ميان عرب گمان داريد مرا بنمائيد و ايشان خاموش بودند چه همانند او را نتوانستند بدست